


برخی از آموزگاران بزرگ چین هنر را وسیله ای می پنداشتند که می توانست نمونه های بزرگ فضیلت و تقوا در اعصار زرین گذشته را در خاطر مردم زنده کند. چینیان نخستین ملتی بودند که تصویرسازی را کاری حقیر نمی پنداشتند و برای یک نقاش شان و احترامی همانند یک شاعر قائل بودند. آموزۀ مذاهب خاور دور که هیچ چیز مهمتر از شیوۀدرست مراقبه نیست. مراقبه کردن به معنای ساعتها تفکر و تعمق دربارۀ حقیقت مقدس واحدی است که پایانی ندارد. شخص، اندیشه ای را در ذهن خود تثبیت می کند و از همۀجهات به آن می نگرد بی آنکه آن را رها سازد. آن نوعی تمرین ذهنی برای شرقیان است، که اهمیتش برای آنها بسیار بیشتر از اهمیتی بوده که ما برای تمرینات بدنی یا ورزش قائلیم. برخی از راهبان بر سر کلماتی به مراقبه می پرداختند و آنها را محور ذهن خود قرار می دادند، یعنی روزهای متمادی آرام می نشستند و به سکوتی گوش فرا می دادند که قبل و بعد از آن هجای مقدس واقع می شد. برخی دیگر درباره چیزهای طبیعی، مثلا آب، مراقبه می کردند و درباره اینکه چی می توانیم از آن بیاموزیم، اینکه چقدر افتاده حال است، چقدر ثمر می دهد و در عین حال صخره های سخت را تحلیل می برد، چقدر شفافیت و خنکا و لطافت دارد. به مزرعۀ تشنه حیات می بخشد، به تعمق می نشستند. یا درباره کوهها، اینکه چه استحکامی و شکوهی دارند، و در عین حال چقدر خوبند، زیرا اجازه می دهند که درختان بر آنها برویند، مراقبه می کردند. شاید این گونه بود که هنر مذهبی چین کمتر برای روایت افسانه ها بودا و قدیسان چینی، و کمتر برای آموزش آیینی خاص - چنان که در مورد هنر مسیحی در قرون وسطی اتفاق افتاد- و بیشتر همچون کمکی به مراقبه کردن به کار گرفته شد. هنرمندان پارسا، نقاشی آب و کوه را نه به انگیزۀ آموزش یک درس بخصوص و نه صرفاً به عنوان تزیینات، بلکه به قصد فراهم آوردن موضوع برای غور و تامل با نگاهی احترام آمیز آغاز کردند. تصاویر آنها بر طومارهای ابریشمین در محفظه های گرانبها نگهداری می شد، و صرفاً در لحظات آرام باز گشوده می شد تا مومنان بر آنها بنگرند و تامل کنند؛ گویی همانند آن بود که کسی دفتر شعری را بازگشاید و قطعه شعر زیبایی را بخواند در پس بزرگترین منظره نگاریهای چینی در قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی، چنین قصد و غایتی وجود داشت. جذب و درک آن حالت برای ما ساده نیست، زیرا ما غربیان، بی قرار و کم حوصله ایم و شناخت چندانی از فن مراقبه نداریم. ولی اگر با تامل به تصویر نگاه کنیم: